خرید بک لینک

دل من هرزه نبود... دل من عادت داشت که بماند یک جا

به کجا؟ معلوم است، به در خانه ی تو...

دل من عادت داشت، که بماند آنجا

پشت یک پرده ی توری، که تو هر روز آن را به کناری بزنی

دل من ساکن دیوار و دری، که تو هر روز از آن میگذری

دل من ساکن دستان تو بود...

دل من گوشه ی یک باغچه بود، که هر روز به آن مینگری

راستی! دل من را دیدی؟... آن را گم کردم...

" اخوان ثالث "

نوشته شده توسط در ساعت موضوع | لینک ثابت

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 10:26

صفحه بندی