دلم آنقدر گرفته است که هیچ چیز شادم نمی کند. به سوی تو که می آیم
دلم بال و پر می زند. آنقدر از من دوری که فقط دست های خیالم به تو می رسد.
دست هایی که عمری در حسرت گرفتن دست های گرمت مانده و منجمد شده اند.
دست هایی که به سوی آسمان بلند است و فقط برایت دعا می کنند تا برگردی.
نوشته شده توسط در ساعت موضوع | لینک ثابت