بزرگ می شوم با دغدغه های قد کشیده ام و تو خم می شوی مثل آیینه ی خاموشی که
وقتی خسته و نگرانم، مرا در خود مچاله می کند و دم بر نمی آورد...
چقدر بد می شود وقتی این خانه و این دنیا به نادانی من آویزان بماند و چشم هایم هیچ گاه
به خواب آلودگی دست های خسته ات پی نبرد...
ای کاش دنیایی شوم برای یک لحظه آرامش تو...
دوستت دارم مادر
نوشته شده توسط در ساعت موضوع | لینک ثابت
برچسب: مادر,
نویسنده: میلاد جعفری