
حافظ اگر آن ترک شيرازی به دست آرد دل ما را به خال هندويش بخشم سمرقند وبخارا را صائب تبريزی اگر آن ترک شيرازی به دست آرد دل ما را بخال هندويش بخشم سر و دست و تن و پا را هر آنکس چيز می بخشد ز مال خويش می بخشد نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را شهريار اگر آن ترک شيرازی به دست آرد دل ما را بخال هندويش بخشم تمام روح و اجزا را هر آنکس چيز می بخشد بسان مرد می بخشد نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند نه بر آن ترک شيرازی که برده جمله دلها را نوشته شده توسط در ساعت موضوع | لینک ثابت ...
ادامه مطلب
سالهاست که رفته ای پدر از تابستان بگو، از پاییزی که رفتی تا من از زمستانی بگویم که نشست بر مو هایم و نرفت نوشته شده توسط در ساعت موضوع | لینک ثابت ...
ادامه مطلب
مرحوم شيخ مرتضی انصاری شاگردان زيادی را تربيت کرد. يکي از طلابی که در درس ايشان شرکت میu200f کرد از لحاظ مالی خيلی در مضيقه بود. آن طلبه تصميم ميu200f گيرد هر شب جمعه از نجف به کربلا برود و آقا امام حسين (ع) را زيارت کند. آن شب جمعه در کربلا از امام حسين (ع) درخواست میu200f کند که دو چيز از شما میu200f خواهم؛ يکی خانه و ديگری زن. آن طلبه گفت: اگر حاجت مرا در اين مدت ندهی شکايت تو را به پدرت علي (ع) خواهم کرد. اگر شب جمعهu200f ديگر که به زيارت شما میu200f آيم، نتيجهu200f ای نگرفته باشم ديگر براي زيارتت نخواهم آمد. او پس از مراجعت به نجف اشرف، هفته ديگر بنا به رسم خودش به سوی کربلا رهسپا...
ادامه مطلب