
هزار ابر نباریده توشه ی راهت برو مسافر خسته خدا به همراهت به پاس اولین بوسه ای که پدرم به رسم مهر در اولین ساعات تولد به گونه ام زد و من نفهمیدم و به یاد سوزنده ترین بوسه ی آخر که من به رسم وداع به صورتش زدم و او نفهمید، دوستش دارم نوشته شده توسط در ساعت موضوع | لینک ثابت ...
ادامه مطلب