
یک زن، یک دختر هر چقدر هم مردانه واسه زندگیش تلاش کنه... کارای سخت و طاقت فرسا انجام بده... هرچقدر هم بقیه تحسینش کنن که آفرین از اینکه روی پاهای خودش ایستاده و منت مردی رو نمی کشه... هر چقدر هم بشه سرپرست یک خونواده... هر چقدر هم بگه راضیم از کارم... اما شب همینکه سرش به بالشت میرسه، تازه یادش میاد که یک زنه، یک دختره... با هزار آرزو و حس ظریف دلدادگی... تازه اشکاش جاری میشه، تازه می فهمه چقدر بدون پشت و پناه بودن سخته یک زن هر چقدر هم محکم باشه، شکننده است و ظریف... یک جاهایی ظاهرسازی جواب نمیده، کم میاره، نیاز به انرژی و غمخوار داره پشتوانه یک زن میشه پدر،برادر،همسر ...
ادامه مطلب